با اون یار هم همین گونه ام ...دلم نمیخواد بره .وقتی چهار تا رو رها کرده رفته لابد منم میتونه.اما از ترس رفتنش جرات اینکه دستم رو دراز کنم و بخوام برای خودم لمسش کنم رو ندارم
گاهی از غم رگهای دست ام منجمد میشه،احوال روحی م جالب نیست دلم آرامش و سبکبالی میخواد و یا تنهای تنها باشم یا خیالم راحت راحت باشه . از معلقی متنفرم.و هنوز هم معلق ام مردشورش اینن وضع رو ببرن
hot page...ما را در سایت hot page دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 7