عصر ابری، تو چه غریبی.

خرید بک لینک

_من زندگیمو دوس دارم؟

شونه ام تیر میکشه و ماهیچه پای چپم گرفته، جمعه باید پروپوزال بدم استاد هیچی ننوشتم و هیچکی بهم دل نبسته و نمیبنده ولی نه خداییش و حقیقتا زندگیم رو دوس دارم. خدا رو شکر که سلامتم. نه اینکه لپ هام سرخ و دور مچ دست و پام پروار و تپل باشه، اما میدونم هر چیم هم بشه فرداش خوب میشم. مرضی، گرفت و گیری ندارم.

_آخ یه دختر توی مترو کنارم داره گریه میکنه... عزیزم... نمیخوام دخترم پونه رو داشته باشم...اگه دلش رو بشکنن و گریه کنه نمیتونم خودم رو ببخشم که به این دنیا آوردمش

_امروز توی اتوبوس با یه خانم مذهبی و چادری با: `هوا چقدر گرمه شروع کردیم` و رسیدیم به ماده تاریک و انرژی تاریک و شهید ابراهیم هادی،امام رضا، هوکینگ مرحوم، سلین و یه پسر5ساله داشت♡ اصلا معیاری از معیارهای زیبایی این زمانه رو نداشت و بی یک سر انگشت آرایش... اما بی نهایت زیبا و دلنشین بود♡ آشنایی با آدمها هم یک نوع روزی ست که برای آدم هست.

_زندگیمو دوس دارم. یه وقتی بتونم یه جای کوچیک واسه خودم داشته باشم محض شب خوابیدن و زندگی ساده و آروم هم بسمه و کیف و سرخوشی. کاش بشه. حالا حااالاها مونده اما خدا بزرگه. و من هم.

hot page...

ما را در سایت hot page دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: يکشنبه 28 مرداد 1397 ساعت: 7:20

صفحه بندی