روز میزون

خرید بک لینک

_روز میزونی بود. نه خوب نه بد

_پاستیل های یک دخترک رو که بهم تعارف کرد یکی برداشتم و خوردم. پاستیل ها رو نامزدش خریده. من ازش_دختره_ بدم میاد. چون ازم چند سال کوچیکتره و یار داره اما من ندارم.

_یک نفر نیست در این شهر دل به ما ببازد

_این شربت زعفرون و تخم شربتی که خواهر واسم میذاره خییییلی خوبه. مرسی مرسی. شکرت خدا

_دلم یار میخواد.

_خیلی دلم یار میخواد

_یارم ای یار یار یار، یارم یار ای یار یار

_حوالی9-10شب که دارم برمیگردم خونه بی نهایت دلم یار میخواد.هر چی زوج های بیشتری توی خیابون ببینم، بیشتر. بعد میگم منم یه روزی مث اینا بودم.

_ظهر_میون گیر و گرفتاری_ یادم به خاطره ای از نداری و فقر مادربزرگم افتاد. برای اولین بار براش گریه کردم...

_خدای من تا 16ام باید پروپوزال بدم دارم سکته میکنم که هیچی ننوشتم...

_ دلم یار میخواد... بیاد کاش. بیم است کو نخیزد از رخوت بدن... بیا او را صدا بزن

hot page...

ما را در سایت hot page دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: يکشنبه 28 مرداد 1397 ساعت: 7:20

صفحه بندی