
_روز میزونی بود. نه خوب نه بد
_پاستیل های یک دخترک رو که بهم تعارف کرد یکی برداشتم و خوردم. پاستیل ها رو نامزدش خریده. من ازش_دختره_ بدم میاد. چون ازم چند سال کوچیکتره و یار داره اما من ندارم.
_یک نفر نیست در این شهر دل به ما ببازد
_این شربت زعفرون و تخم شربتی که خواهر واسم میذاره خییییلی خوبه. مرسی مرسی. شکرت خدا
_دلم یار میخواد.
_خیلی دلم یار میخواد
_یارم ای یار یار یار، یارم یار ای یار یار
_حوالی9-10شب که دارم برمیگردم خونه بی نهایت دلم یار میخواد.هر چی زوج های بیشتری توی خیابون ببینم، بیشتر. بعد میگم منم یه روزی مث اینا بودم.
_ظهر_میون گیر و گرفتاری_ یادم به خاطره ای از نداری و فقر مادربزرگم افتاد. برای اولین بار براش گریه کردم...
_خدای من تا 16ام باید پروپوزال بدم دارم سکته میکنم که هیچی ننوشتم...
_ دلم یار میخواد... بیاد کاش. بیم است کو نخیزد از رخوت بدن... بیا او را صدا بزن
hot page...ما را در سایت hot page دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 14