
روز نسبتا خوبی بود هی میگفتم چرا هیشکی نذری نمیاره داداشم دوتا حلیم یا هلیم آورد

تا دوازده مشغول خونه بودم دیروز که نهار نپختم و مهمون اومد و مجبور شدم از بیرون غذا بگیریم_حالا بچه پولدارم نیستم ولی خب شرایط استثنایی بود
-امروز ساعت 11 نهار رو پخته بودم![]()
دیگه ظهر رفتم پیش خواهرزادگان تا عصر که برگشتم خونه
درس هم متاسفانه نخوندم ولی امشب یه کتاب دیگه هم تموم میکنم ![]()
بحححح یه عالمه آهنگ عود گرفتم و گوش دادم و کمی زنده شدم بح بح![]()
یکم هاول جونم رو میبینم بعدشم شام و درس
کتاب هم دوبلینی های جیمز جویس رو نم نمک میخونم ![]()
hot page...
ما را در سایت hot page دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 17